فیدخوان ديدگاه ها

مسیر: صفحه اصلی » زندگینامه پیامبران » زندگی نامه حضرت اسماعیل بن حزقیل(ع)

داستان اسماعیل صادق الوعد در قرآن و روایت
داستان اسماعیل در قرآن
داستان اسماعیل بن حزقیل پیغمبر جز در این دو آیه در جایى دیگر نیامده ، تازه این دو آیه هم بنا به یک تفسیر مربوط به او است ، و بنابر آن خداى سبحان او را به ثناى جمیلى ستوده و صادق الوعد و آمر به معروف و مرضى درگاه خویش خوانده وفرموده که : او رسولى نبى بوده است .
داستان اسماعیل در روایات
و اما حدیث در علل الشرایع به سند خود از ابن ابى عمیر و محمد بن سنان ، از شخصى که نام برده ، از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده که ((اذکر فى الکتاب اسمعیل انه کان صادق الوعد و کان رسولا نبیا)) اسماعیل فرزند ابراهیم نیست بلکه پیغمبرى دیگر از انبیاء بوده که خداى عز و جل به سوى قومش مبعوث نمود، و مردمش او را گرفته و پوست سر و رویش را کندند، پس فرشته اى نزدش آمده گفت : خداى عز و جل مرا نزد تو فرستاد تا هر امرى دارى اطاعت کنم ، گفت : من باید به دیگر انبیاء اقتداء داشته و آنان را اسوه خود قرار دهم .
مؤ لف : این معنا را به سند خود از ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام ) نیز روایت کرده که در آخر آن آمده : من باید حسین (علیه السلام ) را اسوه خود قرار دهم .
و در کتاب عیون به سند خود از سلیمان جعفرى ، از امام رضا (علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: هیچ مى دانى چرا اسماعیل را صادق الوعد خواندند؟ عرض کردم : نه ، نمى دانم . فرمود: با مردى وعده کرده بود، در همان موعد در آنجا حاضر شده تا یک سال به انتظارش نشست .
مؤ لف : این معنا در کافى از ابن ابى عمیر از منصور بن حازم و از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده در مجمع نیز آن را بدون ذکر سند از آن جناب نقل کرده است .
و در تفسیر قمى در ذیل آیه واذکر فى الکتاب اسمعیل انه کان صادق الوعد)) آمده که امام فرمود: اسماعیل وعده اى داده بود و یک سال منتظر دوستش نشست ، و او اسماعیل پسر حزقیل بود.
مؤ لف : وعده اى که آن جناب داده بوده مطلق بوده است ، یعنى مقید نکرده که یک ساعت یا یک روز یافلان مدت در آنجا منتظر مى مانم ، به همین جهت مقامى که از صدق و درستى داشته اقتضاء کرده که به این وعده مطلق وفا کند، و در جائى که معین نموده ، بایستد تا رفیقش بیاید.
صفت وفاء مانند سایر صفات نفسانى از حب ، اراده ، عزم ، ایمان ،

زندگی نامه حضرت اسماعیل بن حزقیل(ع)

زندگی نامه حضرت اسماعیل بن حزقیل(ع)

ثقه و تسلیم داراى مراتب مختلفى است که بر حسب اختلاف مراتب علم و یقین مختلف مى شود، همانطور که یک مرتبه از ایمان با تمامى خطاها و گناهان مى سازد که نازلترین مراتب آن است ، و از آن به بعد مرتبه به مرتبه رو به تزاید و صفا نهاده تابه جایى مى رسد که از هر شرک خفى خالص مى گردد، و دیگر قلب به چیزى غیر از خدا تعلق پیدا نمى کند، حتى التفاتى هم به غیر خدا نمى نماید، که این اعلا مراتب ایمان است ، همچنین وفاى به عهد هم داراى مراتبى است ، یکى از مراتبش وفاى قولى است ، مثل اینکه قول بدهد که یک ساعت یا دو ساعت فلان جا منتظر بایستد، تا کار لازم ترى پیدا شده او را از بیشتر ایستادن منصرف کند، این یک مرتبه از وفاء است ، که عرفا آن را وفاء مى خوانند، و از این مرتبه بالاتر این است که آنقدر بایستد تا عادتا از برگشتن طرف ناامید شود و اطلاق وعده را به یاس مقید سازد، و از این هم بالاتر اینکه اطلاق آن را حفظ نموده اینقدر بایستد تا طرف برگردد هر چند که طولانى شود، پس نفوس قوى که مراقب قول و فعل خود هستند هیچ وقت قولى نمى دهند مگر قولى که طاقت عمل به آن را داشته باشند و بتوانند با عمل آن را تصدیق کنند و همینکه از زبانشان در آمد دیگر هیچ چیز از انفاذ آن بازشان نمى دارد.
و در روایت آمده که رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به یکى از اصحاب خود وعده داد که درم که نزد خانه کعبه منتظرش مى باشد تا او برگردد، ولى آن مرد در پى کار خود رفته فراموش کرد برگردد، رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) سه روز در آنجا منتظر ماند تا خبر به آن مرد رسید، به مسجد آمده عذر خواهى کرد. آرى این مقام صدیقین است که هیچ سخنى نگویند مگر آنکه بدان عمل کنند

تهیه و تنظیم : گروه دین و اندیشه پایگاه اطلاع رسانی آل محمد(ع)

برگرفته از تفسیر المیزان علامه طباطبای (ره)

ارسال يک ديدگاه

footer

صفحه اصلی | خدام مدیا | زیارت انلاین | ارتباط باما

 

تمامی حقوف متعلق به پایگاه اطلاع رسانی آل محمد علیهم السلام می باشد

استفاده از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد

info[at]ale-mohammad.com-2009-2011