فیدخوان ديدگاه ها

مسیر: صفحه اصلی » اخلاق » شیطان کیست ؟

قال الله الحکیم : ( ان الشیطان للانسان عدو مبین ) (یوسف : آیه ۵)
:بدرستى که شیطان براى انسان دشمن بسیار آشکار است .
امام صادق علیه السلام : لیس لابلیس اءشد من النساء والغضب (۴۳۸)
:براى شیطان لشگرى سخت تر از زن و غضب نیست .
شرح کوتاه :
در مقابل هدایت رحمانى ، ضلالت شیطانى وجود دارد. در درون انسان جنود رحمان یعنى عقل و جنود شیطان یعنى جهل دائما در نبرد هستند.
وقتى انسان مى تواند از دام شیطان و لشگریانش رهائى یابد که تیرهاى او را بشناسد و از وسواس او در امان باشد، و اگر احیانا شیطان بر او غلبه پیدا کرد، به توبه از خدا، آمرزش و عفو را طلب کند تا مبادا لکه سیاهى بر حریم قلبش منقش شود؛ و از شر او بخداوند رؤ وف پناه برد.

۱ – نوح و شیطان

بعد از آنکه حضرت نوح از کشتى فرود آمد، شیطان به حضورش آمد و گفت : ترا بر من حق و نعمتى است مى خواهم شکر نعمت ترا بجا آورده و عوض حق ترا بدهم ! فرمود: من اکراه دارم بر تو حقى داشته باشم و تو جزاى حق مرا بدهى ، بگو آنچه حق است ؟
گفت : من چقدر باید زحمت بکشم تا یک نفر را گمراه کنم ، تو نفرین کردى و همه به نفرین تو هلاک شدند، حال من فعلا در آسایشم تا خلق دیگر به دنیا آیند و به تکلیف رسند تا آنها را به معاصى دعوت کنم !!
الان به جهت اداى حق تو را نصیحت مى کنم ، از سه خصلت احتراز کن : اول تکبر نکن که من به واسطه آن بر پدر تو آدم سجده نکردم و از درگاه ربوبى رانده شدم . دوم از حرص بپرهیز؛ که آدم به واسطه آن از گندم خورد و از بهشت محروم گردید. سوم از حسد احتراز کن که به واسطه آن قابیل برادر خود هابیل را کشت و به عذاب الهى هلاک شد(۴۳۹).

۲ – موسى علیه السلام و شیطان

روزى شیطان نزد حضرت موسى علیه السلام آمد و گفت : تو پیامبر خدا هستى و من از مخلوقات گنه کار خدا مى باشم و مى خواهم توبه کنم ، تو از خدا بخواه تا توبه ام را بپذیرد.
موسى پذیرفت و براى او دعا کرد، خداوند فرمود: اى موسى ، شفاعت تو را در حق او مى پذیرم ، به او بگو که بر قبر حضرت آدم سجده کند تا توبه اش ‍ را بپذیرم . موسى علیه السلام با شیطان ملاقات کرد و گفت : با سجده بر قبر آدم توبه ات پذیرفته مى شود.
شیطان گفت : من بر آدم ، در وقتى که زنده بود سجده نکردم ، اینک چطور بر قبر او که مرده است سجده کنم ، هرگز چنین نخواهم کرد.!
آنگاه گفت : اى موسى ! تو بخاطر آنکه شفاعت مرا نزد خدا نمودى حقى بر گردنم پیدا کرده اى ، من به تو نصیحت مى کنم که در سه جا مواظب من باش ‍ تا هلاک نشوى .
اول : به هنگام غضب ، که روح من در آن هنگام در قلب تو و چشم من در چشم تو مى باشد.
دوم : در جنگها، زیرا در آن هنگام من رزمندگان را به یاد زن و بچه و خویشان و اقوامش مى اندازم تا پشت به جبهه کرده و بگریزند .
سوم : هیچگاه با زن نامحرم در یک جا ننشین که من بین تو و او وسوسه خوهم نمود(۴۴۰).

۳ – فرعون

مردى از اهل مصر خوشه انگورى نزد فرعون آورده و خواهش کرد آن را مروارید نماید.
فرعون آن را گرفته و بدرون خانه آمد و در این اندیشه بود که چگونه خوشه انگور را مى توان جواهر نمود! در این میان شیطان به در خانه فرعون آمد و در را کوبید. فرعون صدا زد کیست ؟ شیطان گفت : خاک بر سر خدائى که نمى داند در پشت در چه کسى است ، پس داخل خانه شد و خوشه را از فرعون گرفته و اسمى از اسماء خدا را بر آن خواند و خوشه انگور جواهر گردید.
آنگاه گفت : اى فرعون انصاف ده من با این فضل و کمال شایسته بندگى نبودم ولى تو با این جهل و نادانى ادعاى خدایى مى کنى و مى گوئى (من خداى بزرگ مردمم )؟!
فرعون پرسید: چرا آدم را سجده نکردى تا از درگاه قرب خدا رانده شوى ؟ گفت : زیرا مى دانستم که از صلب او مانند تو عنصر پلیدى بوجود مى آید(۴۴۱).

۴ – معاویه

گویند معاویه در کاخ خود خوابیده بود، ناگهان مردى او را بیدار کرد. وقتى

شیطان کیست ؟

شیطان کیست ؟

معاویه او را دید به پشت پرده پنهان شد.
معاویه فریاد زد: تو کیستى که این گونه گستاخى کرده و بى اجازه من وارد کاخ شده اى ؟ گفت : من شیطان هستم .
معاویه گفت : چرا مرا بیدار کردى ؟ در جواب گفت : هنگام نماز است ، تو را بیدار کردم که سروقت به مسجد براى نماز بروى !
معاویه گفت : تو شیطان هستى ، و شیطان خیر بندگان را نمى خواهد. آیا ادعاى دزد بر اینکه براى پاسبانى خانه آمده ام درست است ؟!
شیطان گفت : تو را از خواب بیدار کردم که مبادا بخوابى و نمازت قضا شود و با دل شکسته ، آه سوزان بکشى که نمازم قضا شد و به مسجد نرفتم !
ارزش این آه ، از صدها نماز بالاتر است ، خواستم چنین آه و ناله نصیب تو نشود که مشمول رحمت خداى شوى ؛ معاویه او را تصدیق کرد.(۴۴۲)

۵ – یحیى علیه السلام و شیطان

روزى شیطان ملعون در حالى که زنجیر و رشته هایى در دست داشت به نزد حضرت یحیى بن زکریا علیه السلام ظاهر شد.
یحیى علیه السلام پرسید: اى ابلیس این رشته ها چیست که در دست توست ؟ شیطان گفت : این رشته ها انواع علایق ، امیال و شهوتهایى است که من در فرزندان آدم یافته ام .
یحیى علیه السلام فرمود: آیا براى من نیز از این رشته ها چیزى هست ؟ گفت : آرى ، هنگامى که از خوردن غذا سیر مى شوى ، سنگین مى شوى ، به همین سبب نسبت به نماز، ذکر و مناجات خداى خود بى رغبت مى شوى .
یحیى علیه السلام با شنیدن این سخن فرمود: بخدا سوگند که از این زمان به بعد هرگز شکم خود را از غذا پر نخواهم کرد.
ابلیس هم گفت : بخدا قسم من نیز از این به بعد هرگز کسى را نصیحت نخواهم کرد(۴۴۳).

برگرفته از کتاب یکصد موضوع ۵۰۰ داستان سید على اکبر صداقت

منبع : پایگاه اطلاع رسانی آل محمد (ع)

ارسال يک ديدگاه

footer

صفحه اصلی | خدام مدیا | زیارت انلاین | ارتباط باما

 

تمامی حقوف متعلق به پایگاه اطلاع رسانی آل محمد علیهم السلام می باشد

استفاده از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد

info[at]ale-mohammad.com-2009-2011